بانو نگار:
خانواده به عنوان مهمترين نهادهای اجتماعی از قدمت ديرينه در جامعه برخورداراست.تمام اديان و مذاهب از جمله اسلام تاكيد زيادی براهميت تشكيل آن دارند . در عرف، شرع و قانون اساسی حفظ و حراست از خانواده به عنوان یک اصل مورد قبول است.علی رغم این موضوع، با افزايش آمار طلاق در كنار رشد كم آمار ازدواج مواجه هستيم.
طلاق در تعداد معقول آن یک امر فردی است. زمانی تبدیل به معضل و آسیب اجتماعی میشود که آمار آن از شاخص بين المللي وكشوري فراتر رود. پيامدهای ناگوار آن دامنه وسیعی از جامعه را در بر گیرد.
پديده طلاق معلول عوامل مختلفی است . اين عوامل در مقاطع مختلف زمانی، مکانی، در هر جامعه و حتی در قشرهای مختلف متفاوت است. انديشمندان رشتههای مختلف علوم اجتماعی، روان شناسی، حقوقی، فرهنگی، مددكاری اجتماعی و… به نقش و كاركرد عوامل مختلف در ايجاد ثبات و بیثباتی در كانون خانواده اشاره دارند.
در تحلیل و بررسی آسیب اجتماعی طلاق با عوامل گوناگونی روبه رو هستیم.
نخستین عامل تغییر در کیفیت و نگرش ازدواج است. در گذشته عشق جایگاهی در ازدواج نداشت . اعتقاد بر این امر استوار بود که با ازدواج عشق نیز به وجود خواهد آمد.امروزه رفع نیازهای روانی و عاطفی در ازدواج جایگاه رفیعی پیدا نموده است.
نسلهای جدید بر خلاف نسل گذشته در ازدواج به دنبال دوست داشتن و دوست داشته شدن هستند.
زمانی که عامل عشق در آنها کمرنگ شود تمایل به باهم بودن نیز کاهش می یابد و با رضایت و توافق یکدیگر به زندگی مشترک خاتمه میدهند.
تعدادی هم بر اساس ملاحظاتی از جمله وجود فرزندان، شان اجتماعی و… در شرایط طلاق عاطفی بسر میبرند.
گزارشها حاکی از بالا بودن آمار طلاق توافقی در استان است؛ به طوری که آمار طلاق توافقی چندین برابر آمار متقاضیان زن و یا مرد است.
دومین علت میتوان از وجود منابع اطلاع رسانی همچون رسانههای داخلی، ماهواره و اینترنت نام برد.
ساعاتی که در خانواده باید مصروف گفتگو و مراودههای روزانه بین اعضای خانواده شود صرف مشاهده رسانههای تصویری میشود.
به مرور زمان به علت پایداری این رفتار، شکاف عظیمی بین اعضای خانواده ایجادشده و هریک به امور خود مشغول شده و از دیگری غافل میشود.
در این مسیر با فرهنگها و دیدگاههای مختلف از طریق سریالهای تلویزیونی، ماهوارهای و اینترنتی آشنا میشوند، بدون اینکه هیچگونه آگاهی لازم در مورد تفاوت دیدگاهها و تفاوت فرهنگی در اختیار داشته و قادر به تحلیل مسائل باشند. در کنار آن، سبک زندگی در این سیر تحولات دگرگون میشود.
بنابراین رسانه ملی وظیفه دارد در راستای کاهش اثرات فرهنگی به خصوص اثرات ماهواره به آموزش سواد رسانهای بپردازد تا اعضای خانواده ضمن اینکه در کنار رسانه اوقات خود را سپری مینمایند، بتوانند نسبت به موضوعات تحلیل داشته، با هم به گفتگو بپردازند
سومین عامل موثر در بحث طلاق، بعد اقتصادی است. تحقیقات علمی نشان میدهد بیکاری زوج از چند عامل اول طلاق است.
نرخ رشد بیکاری در محیط روستایی و شهری بالاست. استان مازندران به لحاظ سرمایه ملی جزء استانهای برتر کشور و قدرت سرمایه گذاری در آن پتانسیل خوبی دارد، ولی تصمیم سازی و سیاست گذاری مبتنی بر واقعیات در آن صورت نمیپذیرد و بیشتر بر اساس میل و اراده افراد ذی نفوذ است.
بیکاری از یک سو و مصرف مواد مخدر به عنوان عامل چهارم از سوی دیگر رفتارهای خشونت زا را در درون خانواده رقم میزند؛ به طوری که عواملی مانند ضرب و شتم، سوءظن و بدبينی در دسته عوامل طلاق قرار میگیرند.
پنچمین عامل وجود برخی از باورهای خاص حاکم بر جامعه و به دنبال آن ازدواجهای تحمیلی است.
خانوادههای متعصب و والدینی که تحت شرایط مختلف توان حمایت و کنترل فرزند خود را ندارند، ترجیح میدهند برای پیشگیری از رخ دادهای ناخواسته، فرزندان را در سنین پائین مجبور به ازدواج کنند، غافل از اینکه نه تنها مانع آسیب نمیشوند، به آسیب بزرگتری به نام طلاق دامن خواهند زد.
از دیگر عوامل موثر بر طلاق عدم رضايت جنسی و خيانت شوهر است که در این خصوص نیز علاوه بر ارائه راهکارهای ترویج فرهنگ مهارتهای زندگی نیازمند آموزش و تغییر نگرش در زمینه برتریهای جنسیتی هستیم.




