هراس از قربانی شدن یکی از مولفههای ذهنی زنان است که از کودکی به صورت پنهان و آشکار در وجود آنها نهادینه میشود. این احساس ناخوشایند در میانسالی سبب افسردگی و بروز بیماریهای روحی و روانی بسیاری در زنان می شود. به خصوص زمانی که اخباری از این قبیل در جامعه منتشر شود.
متاسفانه در جامعه ما بینشی وجود دارد که زنان قربانی خود اسباب قربانی شدن خود را فراهم می آورند و اساسا مقصر هستند. این قبیل دیدگاهها این تصور را تقویت می کنند که کسی به زن “نرمال “و محترم تجاوز نمیکند. در طرف مقابل نگاهی دیگری در جامعه وجود دارد که تجاوز از سوی مردان را یک اختلال روان شناختی دانسته و مقصر را عامل بیماری مردان میداند. در حالی که در اغلب اوقات تجاوز مستلزم میزان قابل توجهی برنامه ریزی قبلی است و در واقعیت، تجاوز حادثهای “خود انگیخته”نیست.
سیده زینب جلالی، کارشناس ارشد حوزه زنان و خانواده در این باره معتقد است که
پژوهشهای انجام شده در خصوص علت تجاوز نشان میدهد عوامل مختلفی از جمله ارزش های فرهنگی، دستورالعملهای جنسی( که به طور آشکار و پنهان در نهادهای جامعه پذیری به افراد القا می شود) و آشفتگی اجتماعی در بروز آن نقش اساسی دارند.
افزایش نابرابریهای جنسیتی، افزایش طلاق، کاهش ازدواج و افزایش نرخ بیکاری از عوامل اجتماعی هستند که بستر وقوع جرم تجاوز به عنف را فراهم می آورند.
راهکارهایی مانند ارتقای سطح آگاهی و توانمند سازی زنان، آموزش برابری انسانی دو جنس و احترام به حقوق یکدیگر از بدو جامعه پذیری پسران و دختران، ایجاد حساسیت مناسب در رهبران سیاسی –مذهبی، حقوقدانان، کارکنان اجتماعی، معلمان، پلیس و… در طولانی مدت برای حذف خشونت علیه زنان ضروری به نظر می رسد.
او معتقد است که در کوتاه مدت نیز کمک به قربانیان بالفعل یا بالقوه خشونت جنسی، در اختیار گذاشتن خدمات مشاورهای و حمایت قانونی و همچنین اجرای دورههای دفاع شخصی از سوی سازمانهای دولتی و غیر دولتی میتواند در کاهش این خشونتها موثر باشد.
مصطفوی روانشناس هم در این باره معتقد است که یکی از بدترین و تلخ ترین اتفاق که برای مردان و یا زنان در هر سنی امکان دارد رخ بدهد، تجاوز جنسی است. متاسفانه در کل دنیا این رخداد زننده بروز می کند و در این میان، فرد آسیب دیده دچار مشکلاتی میشود که ممکن است هیچگاه نتواند به شرایط عادی زندگی برگردد.
وی با بیان اینکه برخی از این خشونتها برگرفته از فرهنگهای قومی و قبیله است افزود: برخلاف تصور تهران نیز از جمله شهرهایی است که میزان خشونت هم در خانواده و هم علیه زنان بسیار زیاد است
مصطفوی ادامه داد: یکی از مشکلات جدی در بحث خشونت علیه زنان نبود آگاهی زنان نسبت به نوع خشونتها است.
او میگوید: بسیاری از زنان در واکنش به سوالاتی که ما از آنها می پرسیدیم معتقد بودند که هیچ خشونتی آنها را تهدید نمیکند برخی از آنها نیز کتک زدن همسر را حق یک مرد نسبت به زن می دانند.
او با اشاره به آمار بالای تجاوز به عنف ادامه میدهد: بیشتر تجاوزها دارای نقشه قبلی هستند و در بسیاری از موارد از لحاظ آماری میبینیم که این امر با همسایگان رخ میدهد و عمدتا در شهرهای بزرگ و شبانه اتفاق میافتد. به هر صورت، این عمل ممکن است در خیابانها، در شب، در یک اتومبیل، در پارکینگ یا مغازه بزرگ، در آسانسور، راهروی ساختمان و یا موقعیتهای دیگر که قربانی شانس کمتری برای فرار دارد، انجام گیرد. گاهی تجاوزگر با تظاهر به اینکه حامل چیزی است ممکن است وارد خانه یا آپارتمان قربانی شود.
مصطفوی گفت: واقعیت این است که در اکثر موارد، چنین اعمالی گزارش داده نمیشود زیرا در صورت بروز این مساله، انگ بدنامی روی آنها گذاشته میشود و در نتیجه مشکلات قربانی افزایش مییابد. به همین دلیل معمولا او ناراحتی خود را تحمل میکند. شاید هم نمیخواهد جنگ و نزاع و درگیریهای خانوادگی و قومی اتفاق بیفتد و یا از اینکه فردی آشنا را به پلیس معرفی کند، بیم دارد. شاید میترسد که آن فرد تحت تعقیب قرار گیرد، زندانی شود و یا آبروریزی کند و انتقام بگیرد و … لذا این افراد با وجود احساس شرمساری یا ناراحتی یا بدنامی ترجیح میدهند خود را پس بکشند.
آنچه مسلم است مقابله با این پدیده تنها زمانی رخ میدهد که دولت و نهادهای ذیربط حمایتهای لازم را از زنان انجام دهند و دولت هم تنها زمانی میتواند از زنان در برابر تجاوز حمایت کند که زنان خود جزیی از دستگاه حکومت برای قانون گذاری علیه تجاوز و تنفیذ قوانینی که وضع میشود باشند و خشونتها را گزارش کنند.
البته چند سالی است که اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ با هدف کنترل و کاهش بحرانهای فردی و خانوادگی و اجتماعی تشکیل شده است و در این بخش میتوان پیگیریهای لازم را انجام داد.




